ميرزا حسن حسينى فسايى
1022
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
جناب ميرزا محمود حكيم را يك نفر پسر است نامش ميرزا عبد اللّه متخلص به رحمت . در سال 1272 متولد شده ، رئيس طبقه ثانيه است و ارشد و اكبر نوادگان ، كمالات موروثى را داراست . تمتع ز هر گوشهاى يافته است * ز هر خرمنى توشهاى يافته است « 1 » اقسام علوم ، خاصه ادبيات و بعضى از رياضيات را از مهين عم بزرگوار ، مرحوم ميرزاى وقار طاب ثراه نصيب يافته ، علم طب را از پدر نامدار به ميراث گرفته و دبيرى و شاعرى را از عم عالى مقدار ميرزاى داورى فرا گرفته ، خط نسخ و خفى نويسيهاى تنگ را در خدمت عم ديگر مرحوم ميرزاى توحيد آموخته ، فروتنى و صدق درويشى را از جد امى خود شيخ العرفا روحانى شيرازى حاجى ميرزا كوچك نايب الصدر طابت تربته ، قسمت برده ، اللهم احفظه و وفقه التكميل ما اكتسب و تحصيل ما لم يكتسب ، و اين چند شعر از جناب رحمت ثبت گرديد « 2 » : ساقيا خيز و بپيماى شراب تا كى * تا مگر باده كند چارهء اين غمناكى ز آتش باده برافروز چراغ دل ما * تا به آبى بفروشيم وجود خاكى پند واعظ مشنو ، بادهء ديرينه بيار * كه بود پند وى از غايت بىادراكى جامهء جان كه به لوث غم دهر آلوده است * بجز از باده تا كى نپذيرد پاكى رشته زلف تو و سوزن مژگان خواهم * تا مگر بخيه زنم سينه بدين صد چاكى كى دل ايمن شود از چشم تو و زلف سياه * شب بدين تيرگى و دزد بدين چالاكى
--> ( 1 ) . اصل شعر از سعدى است . ( 2 ) . درباره احوال و آثار رحمت رجوع شود به ص 491 تا 505 ، گلشن وصال .